أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
243
قانون ( فارسى )
انتقال بحران به پايين بدن اگر در شروع بحران پايينهاى بدن به درد آمد و التهاب در پايينيهاى تن احساس شد و لوله رگهاى بولبر و بيخ رانهاى بيمار باد كردند ، نشان آن است كه مادهء بحران به پايينهاى بدن منتقل شده است . انتقال مادهء بيمارى به سوى بالا نشانيهايى كه مسير ماده را به سوى بالا مىنمايانند و مىتوان از آنها پيشبينى كرد كه مادهء بحران انتقالى رو به بالا حركت كرده است از اين قرارند : احساس سنگينى در سر ، كندى در حواس و بويژه در حس شنوائى و حتى ممكن است گوش بيمار چيزى نشنود ، كه قبل از سنگينى گوش نفستنگى روى مىآورد و نفس از حالت طبيعى خارج مىشود و يكباره و يك ناگاه اختلال نفس آرامش مىيابد . همچنين اگر بيمار با خواب بدون اراده روبرو شود ، اكثرا بقاياى ماده به صورت خراج از بيخ گوش سر برآورد . و اگر رگ گردن ( اوداج ) پر و برآمده شود و تپش در گيجگاهها رخ دهد و رنگ رخسار بيمار سرخ شود و سرخى دوام يابد ، بدان ! كه مادهء بيمارى از اثر بحران به سوى بالا رو به خارج بيرون رفته است . انتقال بيمارى در بحران به بيمارى ديگر اگر بيمارى شديد حالت بحران را گذراند و در درجهء چهارم كه بايد از شدت بيمارى بكاهد و پايين بيايد بيمارى از نو نيرو گرفت بدان كه بيمارى به بيمارى پايا و هميشگى تبديل شده است . فصل سوم نشانيهاى بحران خراجى چنان كه در بحث بحران گفتيم ممكن است بحران بيمارى به خراجهايى در رويهء پوست منتهى شود . اينك نشانيهاى اين حالت از بحران ، كه مىتوان پيشبينى كرد آيا به خراج منتهى مىشود يا نه : 1 - اگر نيروى بيمار بر مرام و درست است و نشانيهاى بحران خوب و پسنديدهاند و مدت زيادى ادرار بيمار رقيق و كممايه است ، پيشبينى كن كه بحران خراج به دنبال دارد . 2 - اگر بيمارى از نوعى است كه مادهء خلط به وجودآورنده بيمارى گرممزاج است ، ممكن است بحران به خراج بينجامد . 3 - اگر بحران بهطور آشكار در بيمار پيدا نشد و انتقالى بود و بعد از آن ديدى كه هر دو شريان هر دو گيجگاه بيمار به شدت مىتپند و بسيار گسترده هستند و از تپيدن آرامش نمىيابند و رنگ بيمار تغيير يافته و حالت نفس كشيدن در افزايش است و اين امكان هم هست كه سرفهء خشك